***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 31 تیر 1397 نظرات: 0 بازدید: 32


قطره دل سوی دریا می رود

دوره گردی شهر زیبا می رود

-مرغک دل چون غریبی اشنا

گلشنی نو کرده پیدا می رود

شب سلاح خویش پنهان می کند

بر وصال صبح زیبا می رود

نامرادی سهم دیروز من است

زورق امید فردا می رود

گل رفاقت می کند با عطر و بو

بلبلی با شور و غوغا میرود

چند روزی بنده ؛شاهی می کند

کفش هایی گاه بی پا می رود

خنده ای رسوا نماید رازها

می کند تزویر حاشا می رود
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 14 دی 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 225
دیده از دیدار رویت مست مست

مهر تو زنجیر ه غم را گسست

بوی گلزار محبت جان فزاست

لاله ها پیمانه سرخی بدست

نغمه بلبل حدیث اهل دل

عاشقی با دلبر نازی نشست

از ازل جانی به جسم خاک ماست

تا ابد اکسیر ناب دوست هست

لحظه ای این خرقه بر نام من است

لحظه ای دیگر حباب ما شکست

زنده ام گر مرده ام صد بارها

می کند چرخ فلک بالا و پست

سرخی خورشید م و ابی زلال

روح ما نو شیده از جام الست

شعر از یونس تقوی
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 12 آذر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 300
ای دل به کار جهان اعتبار نیست

ما را امید یکی زان هزار نیست

هر روز می گذرد بی وصال دوست

حرفی ز آمدن گلعذار نیست

اشوب می نگرم در سکوت سرد

بازار گرم جهان را قرار نیست

این کوچه گم شده در پیچ تاب خویش

فردا برای کسی اشکار نیست

پاییز رقص کنان می رسد ز راه

جایی برای عروس بهار نیست

دل گفته ناله نکن غصه رفتنی ست

ایینه های زمان را غبار نیست

یعنی که بی من و تو باز هستی است

چشمی به پنجره انتظار نیست

یک لحظه سهم تمام وجود ماست

جایی به فلسفه افتخار نیست

گل را ببوی و نگاهی به اب کن

گنجی به از به و جام انار نیست

مهتاب می نگرد بر تو ناز و نرم
هرچند ناز تر از ناز یار نیست

شعر از یونس تقوی

شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 17 مهر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 213


عشق تو در سینه غوغا می کند

عقده خاموش دل وا می کند

می رود مرغ خیالم کوی دوست

یوسفِ یعقوب پیدا می کند

سنگ دل پوشیده رخت چشمه سار

دیده را همسان دریا می کند

می شود مهمان بزمی با صفا

حرف دل با گریه معنا می کند

گلشن سرخ محرم غنچه کرد

صحبت از آیین مولا می کند

تیغ جاهل می درد جان حسین

فتنه در دیروز و فردا می کند

ظلمت جهل و تباهی برقرار

ماجرای کوفه هر جا می کند

عقل و احساسم در اینجا با هم اند

ذکر تو ارامش ما می کند

شعر از یونس تقوی
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 17 مهر 1395 نظرات: 1 بازدید: 396


عشق تو در سینه غوغا می کند

عقده خاموش دل وا می کند

می رود مرغ خیالم کوی دوست

یوسفِ یعقوب پیدا می کند

سنگ دل پوشیده رخت چشمه سار

دیده را همسان دریا می کند

می شود مهمان بزمی با صفا

حرف دل با گریه معنا می کند

گلشن سرخ محرم غنچه کرد

صحبت از آیین مولا می کند

تیغ جاهل می درد جان حسین

فتنه در دیروز و فردا می کند

ظلمت جهل و تباهی برقرار

ماجرای کوفه هر جا می کند

عقل و احساسم در اینجا با هم اند

ذکر تو ارامش ما می کند

شعر از یونس تقوی
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 15 شهریور 1395 نظرات: 2 بازدید: 546
من کی ام یک قطره شبنم
صخره ای یا سرد و محکم
ذره ای در پنجه باد
یا رها آزاد آزاد
خرمنی سرشار امید
شاخه ای از ساقه بید
کهنه چون ظرف سفالی
هستی اش مفت است و خالی
همزبانم یا غریبم
خوبش راچون می فریبم
بی کسی همراه مردم
درمیان مردمی گم
این زمین محتاج خویش است
نوبت پاییر پیش است
باوری ناب و زلالی
چون نمی بیند ملالی
دانه ای بی ریشه تنها ست
جنگلی در شیشه تنهاست
هرکسی ایجا دوان است
برکه؛ ان رود روان است
می روم تا ابر باشم
بی خود از بی صبر باشم
می شوم مانند باران
مهربان ؛ جان بیابان
شعر از یونس تقوی





شاعر: شهریار

تاریخ: 24 تیر 1395 نظرات: 3 بازدید: 1 513


آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
اما گرفته دور و برش هاله ئی سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگی ما همه جا وول میخورد
هر کنج خانه صحنه ئی از داستان اوست
در ختم خویش هم بسر کار خویش بود
بیچاره مادرم
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 24 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 436
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش

حلقه ی گیسو به گرد گردنش حسرت نماست
ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش
شاعر: ایرج میرزا

تاریخ: 24 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 404
حمد بر کردگار یکتا باد
که مرا شوق درس خواندن داد

آشنا کرد چشم من به کتاب
داد توفیق خیرم از هر باب
شاعر: شهریار

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 388
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 339
به عشق هر که دل بستم، از اول خصم جانم شد
به هر کس مهر کردم، عاقبت نامهربانم شد

کسی از راه دلسوزی، نزد بر آتشم آبی
وفای شمع را نازم، که عمری همزبانم شد
شاعر: سید حسن سعیدزاده بیدگلی(صهبا)

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 2 بازدید: 1 483
آیینه هست غرق تماشای ماه تو
بانو چقدر جاذبه دارد نگاه تو

دائم طلوع می کند از گوشه ی افق
خورشید با اشاره ی پلک پگاه تو
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 542
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 445
چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم
بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم

بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند
من هنوز آرزوی فرصت پرواز کنم ...
شاعر: فروغ فرخزاد

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 461
اي ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد

اي ستاره ها كه از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
شاعر: مهدی اخوان ثالث

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 502
من نه خوش بینم نه بد بینم

من شد و هست و شود بینم...

عشق را عاشق شناسد ، زندگی را من

من كه عمری دیده ام پایین و بالایش

كه تفو بر صورتش،لعنت به معنایش ...
شاعر: ایرج میرزا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 448
این جهان پیش رادمردِ حکیم
هست محنت ‌فزای ِغم آباد

زن و مرد و شه و گدا دارند
همه از دست این جهان فریاد
شاعر: احمد شاملو

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 520
یکی بود یکی نبود.
جز خدا هیچ‌چی نبود
زیر ِ این تاق ِ کبود،
نه ستاره
نه سرود.
شاعر: پروین اعتصامی

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 395
کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز

پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 268
ای جوانی
رفتی ز دستم ، در خون نشستم

جوانی، کجايی
چرا رفتی که من بر تو عهدی نبستم
غم پيری ، نبود ديری ، که در هم شکستم
شاعر: معصومه عرفانی

تاریخ: 11 تیر 1395 نظرات: 2 بازدید: 1 333
چو برگ زردی از شاخه جدا شد
دل من از کمر آخر دوتا شد

نشستم برمزارش دیده گریان
همان به این دل بیدست و پاشد
شاعر: نظامی گنجوی

تاریخ: 10 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 333
چون خم گردون به جهان در مپیچ
آنچه " نه آن تو " به آن در مپیچ

زور جهان بیش ز بازوی توست
سنگ وی افزون ز ترازوی توست
شاعر: سعدی

تاریخ: 10 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 342
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج می فرستی و گر تیغ می زنی

ای چشم عقل خیره در اوصاف روی تو
چون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 301
نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست

شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست
شاعر: حمید سبزواری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 360

بهار را دل من پرترانه مي‌خواهد
براي خنده، لب من بهانه مي‌خواهد

به بازسازي ميهن، بيا كمر بنديم
كه عندليب چمن، آب و دانه مي‌خواهد
شاعر: بهنام امیر مجاهد

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 348
ساغرم پیمانه را بر دولتم یاری رسان
پیر میخانه شدم از دولتت جایی رسان

آفریدی ای کسان مستی ,به جان بی کسان
روز و افزونم شده مستی ,به یاور می رسان
شاعر: رهی معیری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 304
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتــــم
در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم

گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانــــه وار
پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 348
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 412

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصــــف زبـــــان دگری گویا نیست
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 227
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 2
    کل: 1500
    کل نظرات: 3968
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 12
    کل: 974
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: VinceHalpern